|
سلام:
خوشحالم که چهره ی واقعیه هر کس عاقبت مشخص میشه و هر کس به اونی که هست بازگو میکنه.این متن رو برای همه ی دوستانی میذارم که از من میدونن هر اونچه که واسش تلاش کردن.
اینجارو درست کردم که شاید از غصه هام کمتر شه.شاید اینجا میتونستم با رویای کسی که دوسش داشتم خلوت کنم اما اینجا رو هم ازم گرفتن.
بعد از این مدت اولین بار باعث شد اولین نوشته هامو بسپارم به کسه دیگه.اما عیب نداره میگذره.
شاید یه روز واسه یاد کردن از خاطرات بیام و سر بزنم.اینو میگم به همه ی اونایی که میدونن همه ی چیزایی که داشتم رو دادم به دوستام.
وبی که درمورد موسیقی بود رو دادم به دوسته خوبم که توی زمینه ی موسیقی کار میکنه که توی همین شیراز هم هست. وب اصلی رو همچنان دست دوست خوبم هست که همیشه بهش افتخار میکنم که حداقل اون بهم وفاداره و تنهام نمیذاره و از توهیناش در امان هستم.
خیلیا واسم خیلی زحمتا کشدن و خیلیا بهم خیلی چیزا گفتن و از زبونم خیلیا حرفا زدن تا شاید بتونن چهرم رو خراب کنن.اما خدا اب رو از اول پاک خلق کرده حتی اگه اون رو گلی کنن.خیلیا بدون اینکه چیزی بدونن همه رو ندیده قبول کردن و خیلیای دیگه به اون حرفا شاخ و برگ دادن و منو محکوم کردن.دست همتون درد نکنه.
از من میگذره اما همه ی اینا توی برگ های تاریخ زندگیامون خط به خط نوشته میشه.
از کسایی که فکر نمیکردم حرفشون درست باشه چیزای شنیدم که دقیقا همونی شد که گفتن.حرفاشون رو باید با طلا نوشت.
تموم شد هرچی غیرت داشتن روم.هر چی تعصب داشتن روم.هرچی بهم علاقه داشتن هرچی منو به عنوان عضوی از خانوادشون دونستن هرچی که بود تموم شد.
خسته نباشید به همتون میگم که منو تحمل کردین تا این لحظه از دوستانی که مثه داداش بودن برام و از کسایی که منو مجبور میکردن به عنوان داداششون باشم و حکم منو بعد از مدتی پایین میاوردن و در اخر هم هرچی دوس داشتن بهم گفتن.
اونایی که من مثه داداششون بودم بهشون میگم برام دعا کنید حداقل عاقبت به خیر بشم و اونای که منو داداششون دونستن و خطاب کردن امیدوارم شاد باشن.
دعا نمیکنم که پیش خدا شرمنده تر از این باشم اما ارزوی میکنم هر کس که با من زندگی کرد روزگارش خوش باشه.
ارزو میکنم برای داشتن خواستنی هاشون اول عقلشون بخواد بعد دلشون.
دلم برای همتون تنگ میشه و دوس دارم یه روزی ببینم همه ی اونایی رو که دلم رو شکوندن، دلم رو خواستن، دلم رو بردن و دلم رو دفتری کردن واسه خاطراتشون .
زیاد نمینویسم که لاف زده باشم یا کسی رو خورد کرده باشم یا چرت و پرتام باعث شه کسی شکسته شه اما ای کاش اونقدر ترسناک نبودم که کسی اونقدر ازم بترسه که بخواد دروغ بگه بهم.
عاقبت خوش من اون لحظه ای هست که روزای بارونی با شبای مهتابی هم ساز شه و نغمه ی شعری از خدا رو سر بده که بغض ها و خفه کنه
همتون رو به خدا میسپارم امیدوارم همیشه رضا باشید و دستتون از دست یارتون جدا نشه.
هنوزم به یاد تو...خدا رحمت کنه عشقی که زنده به گور شد
به یاد روزی که با عشقم هم قدم شدم لحظه ای سکوت میکنم
خداحافظ
|